اگر میدانستند!

خرید بک لینک

خب، پاکت هارو آماده کنید. :))

یه بار برای کار پیام دادم یه جا. کارش باحال بود و البته راحت. منم وسوسه شدم :)

قرار شد یه مبلغی واریز کنم و اونا هم وسایل کار برام بفرستن. مبلغ واریز کردم. نزدیک ۱۰ روز منتظر شدم و دیگه امیدی نداشتم که یه روز بلاخره وسایل! کار تو یه جعبه رسید. کسی که بسته رو آورد پستچی نبود. و اون روز، روز تعطیل بود. بسته هم مثل پَر کاه سبک بود و همونجا فهمیدم چه خاکی به سرم شده :)))) پیام دادم به شماره ای که ازشون داشتم، بلاک شدم. تماس گرفتم، خاموش بود.

اون روز از شدت خشم و درموندگی نمیدونستم چکار کنم. چندساعتی گذشت و تقریبا آروم شده بودم.

به چهره آدمی که بسته رو آورد فکر کردم. آدم بود. چشم داشت. گوش داشت. حرف میزد. با پاهاش راه میرفت. با دستاش بسته رو بهم داد. مو داشت. پیرهن تنش بود. شبیه آدما بود. مثل من مثل همه. دلم براش سوخت. برای گروهی که نمیدونم سر چندنفر اینطور کلاه گذاشته بودن و میذاشتن، دلم سوخت. با خودم گفتم اینا چقدر دنیا رو جدی گرفتن.

حتی دلم نمیخواد به جزای اعمالشون برسن. اونا گول خوردن. گول زر و زیور دنیا رو.

امشب یه جا رفته بودم برای کار که ذهنمو برد به داستان بالا.

خالق آدما(که همه ماییم) تو کتاب قانونش حجت رو تموم کرده.

" وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ "

این زندگی دنیا چیزی جز سرگرمی و بازی نیست؛ و زندگی واقعی سرای آخرت است، اگر میدانستند!

ستاره کوفت ستاره زهر مار مربع :/...

ما را در سایت ستاره کوفت ستاره زهر مار مربع :/ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1402 ساعت: 21:14

صفحه بندی